هدف از ازدواج؟!

از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از:
1 –رسیدن به آرامش:
در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.
تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کشش‌های نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.(1)
قرآن کریم در معرفی فلسفه ازدواج می‌فرماید: «و یکی (دیگر) از نشانه های خدا این استکه از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش پیدا کنید» (2) خداوند در این آیه و آیه 189 اعراف، ضمن آن که حقیقت زن و مرد را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدأ آفرینش بین آن‌ها قایل نشده، آرامش خاطر و روان را هدف ازدواج و زن را محور آرامش معرفی کرده است.
2 –بقای نسل:
یکی از اهداف جانبی ازدواج، فرزند آوری و بقای نسل است.
امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادت های انسان می داند(3). امام صادق(ع) یکی از معیارهای مهم در انتخاب همسر را توان زاییدن فرزند بسیار معرفی می‌کند (4).
3 –پاسخ به ندای فطرت:
ازدواج پاسخی است خداپسندانه به ندای فطرت زیرا خداوند وجود انسان غریزه جنسی را قرار داده است.
4 –حفظ عفت:
از هدف مهم ازدواج، حفظ پاکدامنی زنان و مردان و جلوگیری از لغزش‌های گوناگون است، زیرا ازدواج تنها راه ارضای طبیعی تمایل جنسی است،از این رو پیامبر(ص) فرمود:«هر کس ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده، پس باید در نیم دیگر از خدا بترسد»(5)
--------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
1 –
غلامعلی افروز، همسران برتر تا ص 24.
2 –
روم (30) آیه 21.
3 –
وسائل الشیعه، ج 15 . ص 96.
4 –
همان، ج 14 ، ص 33.
5 –
سفینه البحار، ج 1، ص 561.

چرا بزرگان عقیده دارند عشق واقعی در جوانی است، نه نوجوانی ؟

دوران نوجوانی که از یازده سالگی شروع می‌شود و تا هیجده یا بیست سالگی ادامه می‌یابد، دوران تغییر و تحول جسمی، روحی، اجتماعی و عاطفی است، تغییرات رفتاری، گسستگی از خانواده، تمایل به رابطه با گروه‌های همسن، نگرش به محیط و افراد، دگرگونی عقیده، گرایش به غیر همجنس و آرمان‌گرایی از ویژگی‌های این دوره است، از این رو گفته‌اند: دوران بلوغ و نوجوانی دوران آزمون و خطا» و دوره «بی‌ثباتی، تحول‌گرایی، هویت‌یابی و تشخص طلبی» است؛ دورانی که معمولا هیجان و عواطف با بیشترین شدت ظاهر می‌شود اما با بالا رفتن سن، از شدت آن کاسته می‌گردد این هیجانات باعث می‌شود که نوجوان از یک سو به کارهای عجیب، غیر معقول و گاه خارق‌العاده‌ای دست زند و از دیگر سو در دوستی و دشمنی راه زیاده‌روی پیش گیرد(1).
از این رو گفته‌اند «عشق نوجوان زودگذر» است،‌ زیرا صفات اخلاقی،‌از جمله دوستی و دشمنی ـ با گذشت‌ زمان و تکرار در انسان ریشه‌دار شده و به صورت ویژگی دائمی فرد در می‌آید.(2) بنابر این هرچه سن بالاتر رود هم تجربه بشتر می‌شود، هم احساسات (که در حد افراطی است) تعدیل می‌شود و هم تفکر عقلانی و تقویت می‌شود. همه این مجموعه موجب می‌شود که عشق واقع‌بینانه‌تر باشد.
------------------------------------------------------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
1
ـ دوران شکفتگی، از ص 22 تا 2؛ پیوندهای دوستی در سال‌های نوجوانی، صفحه 160 تا 136 مراجعه شود.
2
ـ البته در عشق حقیقی، چون گاهی ممکن است نخست برق جذبه و عنایت الهی، عاشق را بگیرد و دگرگونش نماید و به اصطلاح عشق اوّل از معشوق سر زند، سن نوجوانی، جوانی یا کهنسالی مطرح نیست.

روش نوین براى حفظ ایمان جوانان و نوجوانان کنونى چیست؟

براى حفظ ایمان جوانان باید به امورى توجه داشت:
1_اصلاح روابط خانوادگی: از آن جا که محیط خانواده اولین کانون آموزش علوم و معارف و مهم ترین نهاد تأثیر گذار است، از این رو در روایت آمده است: «خداوند رحمت کند پدر و مادرى را که فرزندش را در کار نیک یارى نمایند».(1)
در فرایند شکل گیرى شخصیت نوجوانان بیشترین نقش متوجه الگوهاى رفتارى است. خمیر مایة شخصیت افراد در کانون خانواده شکل مى گیرد. به سخن دیگر: همة آموخته ها، عادت ها و رفتارهاى ما ناشى از مربیان و یادگیرى هاى مستقیم و غیر مستقیم است. بر این اساس رعایت اصول اخلاقى و التزام عملى به دستورهاى مذهبى توسط والدین اثر مستقیمى در گرایش جوانان به مذهب دارد. اگر رفتار والدین مناسب نباشد فرزندان مدل رفتارى خوبى نخواهند داشت. امام کاظم(ع) مى فرماید: «رفتار کودکان در اثر رفتار درست والدین اصلاح مى شود».(2)
2_
انتخاب دوست مناسب: دوستان نقش مهمى در شکل گیرى رفتار جوانان دارند. چه بسا جوانانى که در اثر همنشینى با دوستان ناباب به انحراف کشیده شده اند و به فرمایش قرآن کریم خود را در روز قیامت ملامت مى کنند که چرا فلانى را دوست خود گرفته بودند.(3)
تو اوّل بگو با کیان دوستى که تا من بگویم که تو کیستی
3_پرکردن اوقات فراغت: بیکارى و فراغت جوانان را به انحراف مى کشاند. علی(ع) مى فرماید: «اگر شغل و کار زمینة فعالیت فرد است، فراغت زیاد باعث تباهى و فساد است».(4)
براى حفظ ایمان جوانان باید زمینة کار و فعالیت را فراهم کرد و اوقات فراغت آن ها را با برنامه هایى مانند ورزش و تفریح سالم پر نمود.
4_
تدارک ازدواج: جوانان در دوران جوانى با طوفان غریزة جنسى مواجه اند که اگر به طور صحیح ارضا نشود به انحراف کشیده مى شوند. مهم ترین امر در این مقطع که غریزة جنسى را تعدیل مى کند ازدواج است. از این رو رسول اکرم(ص) مى فرماید: «هر کس ازدواج کند نیمى از دینش را حفظ کرده است».(5)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1.
مستدرک الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، ص 625.
2.
بحارالأنوار، ج68، ص 236.
3.
فرقان( ) آیه 28.
4.
ارشاد مفید، ج 1، ص 297.
5.
سفینة البحار، ج 1، ص 561.

آشنایی جوانان با مسائل بلوغ جنسی چه فواید و ضررهایی دارد؟

در زمینه تربیت جنسی، نوجوانان و جوانان و آشنایی آنان با مسائل مربوط به امور جنسی در سطح جهانی، نظرات گوناگونی وجود دارد. برخی از آنها به ویژه عده ای معتقدند که باید جلوی تمام تحریم های جنسی گرفته شود و آزادی جنسی در مدارس و اجتماع برقرار باشد و مسائل مربوط به بلوغ جنسی و اطلاعات مربوط به آن بدون هیچ حد و مرزی در اختیار جوانان باشد. توصیه این گروه آن است که باید عقاید مربوط به شرم و اخلاق از میان برود. در برابر این ها گروهی قرار دارند که مسأله جنسی و غریزی را با شرم یاد کرده و اصرار دارند برای حفظ ارزش و قداست بشری ضروری است که اصلا نامی از آن به میان نیاید. ولی واقعیت این است که آموزش امور جنسی و دادن آگاهی های لازم در این رابطه از مسائل ضروری و مورد نیاز خانواده هاست. آموزش جوانان درباره چگونگی رفتار صحیح جنسی و بیماری های ناشی از انحرافات جنسی دارای اهمیت زیادی است. شواهد گوناگونی حاکی از آن است که مردم و به خصوص نوجوانان و جوانان در این مورد اطلاعات درستی ندارند و منابع یادگیری رفتار جنسی در بین آنان منابع قابل اطمینانی نیست. معمولا آن چه جوانان در این باره می دانند اطلاعات خیابانی است که از این یا آن فرد غیر صلاحیت دار آموخته اند. نه پدر و مادرها، نه مدرسه و دانشگاه، نه رسانه های گروهی و نه مطلعین دینی، عموما هیچ مطلب مهمی در این باره به جوانان نمی آموزند. حتی جنبه های بهداشتی و چگونگی مقابله با بیماری های عفونی مقاربتی و ایدز نیز به آنها آموخته نمی شود. آموزش های انحرافی کانال های تلویزیونی ماهواره ای و فیلم ها و مجلات مبتذل و غیر اخلاقی، خطر شیوع ایدز و بیماری های ناشی از رفتارهای نادرست جنسی را افزایش داده است. باید با آموزش صحیح به نوجوانان و جوانان، در ضمن دروس بهداشت و فیزیولوژی بدن و روان شناسی و تربیت بدنی و امور خانواده و اخلاق و تعلیمات دینی و یا از طریق برنامه های ویژه توسط تیم های متشکل از پزشک و روانشناس و متخصصین علوم تربیتی و دینی و اخلاقی، زمینه مناسبی برای مقابله با این خطر ها فراهم شود. بدیهی است تا در مورد امور مربوط به امور جنسی آگاهی های مورد نیاز به جوانان داده نشود، آمادگی لازم برای مقابله با انحرافات جنسی و مفاسد و عواقب سوء ناشی از آن و نیز بیماری های مختلف جنسی و راه های انتقال آن حاصل نخواهد شد. پدران و مادران شرعا وظیفه دارند آداب اسلامی را در این رابطه به فرزندانشان بیاموزند و آنها را در این رابطه تقویت کنند تا شیادان و آلودگان نتواند فرزندان آنها را بفریبند و آنها را به وادی فنا و سقوط بکشانند.
ادامه نوشته

حکم رابطه با نامحرم!!

اگر رابطه دختر و پسر به صورت سخن گفتن باشد، اشکال ندارد، مگر آن که از روی لذت و شهوت باشد. از‌آن جا که به طور طبیعی سخن گفتن دختر و پسر جوان به واسطه قوی بودن غریزه شهوانی، در معرض شهوت و تهریک شهوانی قرار دارد ، باید سعی شود حتی المقدور جز در موارد ضروری از این کار دوری شود.
هر گونه ارتباط و تماس بدنی دختر و پسرنامحرم از نظر شرعی حرام است
.
نگاه مرد به بدن زن (چه با قصد لذت یا بدون آن ) اشکال دارد و حرام است؛ هم چنین نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم، ولی نگاه کردن به صورت و دست‌های زن نامحرم تا مچ، اگر به قصد لذت نباشد و مایه فساد و گناه نگردد، هم چنین نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم(به آن مقداری که معمولاً نمی‌پوشانند) مانند سر و صورت و گردن و مقداری از پا و دست اشکال ندارد.(1
)
بنابر این رابطه دختر و پسر به انحاى مختلف اگر مفسده اى نداشته باشد و ترس وقوع در حرام نباشد و از روى شهوت صورت نگیرد، اشکالى ندارد، ولى خلوت کردن دختر و پسر نامحرم اعم از فامیل و غیر فامیل در اتاق یا خانه دربسته که محل رفت و آمد دیگران نباشد، حرام است. چه به عبادت یا به بحث و جدل علمی اشتغال داشته باشند، یا نه ؛ زیرا غریزه جنسى و وسوسه شیطانى ممکن است هر لحظه انسان را از مسیر خارج بکند
.
قرآن در دو جا یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با نامحرم برحذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان»یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید (به شرط آنکه) پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند
.
در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید «... ولا متخذی اخدان
...»
بنابراین یک دختر یا یک پسر مسلمان که هر روز با یاد خدا روز را آغاز می کند و معتقد به دستورات الهی و قرآن کریم است هرگز این سخن خداوند را زیر پا نخواهد گذاشت،

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: ((الشهوات سموم قاتلات؛(2) شهوتها و خواهشهاى نفسانى زهرهاى کشنده اند)) و نیز فرمود: ((طهروا انفسکم من دنس الشهوات تدرکوا رفیع الدرجات؛ نفس خود را از پلیدى شهوت رانى پاک سازید تا به درجه هاى بلند آخرت دست یابید)).(3)
قال رسول اللَّه(ص): ((جاهدوا انفسکم على شهواتکم تحلّ قلوبکم الحکمة؛(4) با شهوت تان مبارزه کنید تا حکمت و دانش در دلهاى شما وارد گردد
)).
--------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت
:
1 -
ناصر مکارم، مجموعه استفتائات جدید، ص 227 مسئله 805؛ فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ص 482، مسئله 1715
.
2 -
غررالحکم، ج 1، ص 30
.
3 -
همان، ج 2، ص 472
.
4 -
مجموعه ورام، ج 2، ص 122.

در شب اول عروسی چه باید کرد؟؟

با سلام

سوال : در شب اول عروسی چه باید کرد ؟

پاسخ : شب عروسی (زفاف) اولین شب شروع زندگی مشترک و یکی از شب های بسیار مبارک است . مبارکی آن از این جهت است که در روایت آمده مؤمن با ازدواج و عروسی کردن نیمی از ایمانش تکمیل می شود. به همین جهت در منابع اسلامی آداب فراوانی برای آن ذکر شده است. در این شب دعا مستجاب است و فرشتگان رحمت خدا را برای عروس و داماد نازل می کنند.

از آموزه های دینی به دست می آید، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی از این راه عبادت محسوب می شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد ، به یکی از سنت های پیامبران(ص) عمل کرده است.

نکاتی که در این جا باید بر آن تأکید کرد این است که :

1- در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن و انجام رفتار جنسی با همسر غریزی نیست ، بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است. به همین دلیل یکی از ضروریات برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم بر ازدواج دارند، این است که دانستنی های لازم برای این کار را یاد بگیرند. این دانستنی ها شامل: مقدمات همبستر شدن، شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر در هنگام آمیزش و رعایت آن، شناخت راه های مختلف همبستر شدن، آگاهی از راه های جلوگیری از بارداری، تنظیم خانواده، آگاهی از احکام شرعی آن اعم از زمان و مکان آمیزش و مسائل دیگر آن مثل غسل و امثال آن، رعایت بهداشت ظاهری مثل مسواک زدن، خوشبو بودن و امثال آن، آگاهی از نکات بهداشتی آمیزش و رعایت آن، آگاهی ضمنی از اختلال های جنسی که در صورت وقوع، سریعا برای معالجه اقدام کنند و صدها نکته ریز و درشت که بیان آنها در این جا مقدرو نیست و برای فراگیری آن لازم است به کتاب های مفیدی که در این زمینه تألیف شده مراجعه شود.

ادامه نوشته

روش جذب جوانان به مساجد

عواطف جوشان، آرمان خواهى، شور و نشاط و زیباطلبى، فضاى زندگى جوان را پر کرده است از سوى دیگر مسجد به عنوان مهمترین کانون مذهبى، زیبایى خود را دارد. صداى رساى مؤذن، محراب جذاب و معنویت مسجد هر صاحب دلى را به خود جلب مى نماید سخن بر سر این است که چگونه مى توان میان جوانى و مسجد و به بیان دیگر میان دو زیبایى، پیوند و یگانگى آفرید.
پرسش جدى این است که
چرا در نسلى که به دلیل (( زیبا جوریی )) نمى تواند از کنار زیبایى روح (مسجد و نماز) ساده بگذرد، اقبال و استقبال و نشاط براى برپایى نماز در مسجد نمى بینیم؟ باید بگوییم روح حقیقى مسجد که همه زیبایى ها را در خود دارد، هنوز در معرض دید جوانان قرار نگرفته است. روشهاى جذاب در ایجاد گرایش به کار گرفته نشده و با گذشت بیش از بیست سال از انقلاب کانونهاى دینى و به ویژه مسجد متناسب با نیازهاى دینى نسل نوجوان و جوان قدم بر نداشته اند. اما متأسفانه ما عادت کرده ایم که در ناکامى هاى خود بلافاصله مخاطب را متهم کنیم و به تبرئه خویش بپردازیم.
در این پاسخ سعى شده است راههاى جذب جوانان به مسجد مورد بررسى قرار گیرد و عوامل و زمینه هاى آسیب زایى که سبب فاصله گرفتن نسل جوان از مسجد و بى رغبتى نسبت به حضور فعال و پر شور آنان مى گردد شناسایى شود
.
مسجد بى گمان به عنوان سنگرى که از آغاز بناى آن تاکنون داراى نقش فرهنگى و آموزشى و تربیتى بوده است نمى تواند در خصوص نسل جوان و پرسش گر، ساکت و بى برنامه باشد واز آن طرف، جوان آرمان خواه و زیبا طلب که تشنه مذهب و عواطف دینى است نمى تواند نسبت به این مکان مقدس بى توجه باشد اما تمهیداتى لازم است تا بین این دو تعامل و پیوندى مستحکم ایجاد نماید
.
مهمترین عوامل ایجاد پیوند میان مسجد و جوان عبارتند از:
1 -ایجاد ارتباط عاطفى بین خانه و مسجد:
خانواده به عنوان نخستین کانون تعلیم وتربیت نقش عمدهاى در برقرارى ارتباط جوان با مساجد دارد. بسیارى از کارهاى ناپسند تا به صورت عادت در نیاید در اجتماع انجام نمى گیرد. امام على(ع) یکى از روشهاى تربیتى را عادت مى داند که از آن به عنوان طبیعت دوم یاد مىکند. و مى فرماید: »عود نفسک فعل المکارم و تحمّل اعباء المغارم تشرف؛ (1) نفسک و تعمر آخرک و یکثر حامدوک؛ نفس خود را به امور نیک عادت دهید تا شرافت یابید و آخرت خود را آباد کنید و ستایش کنندگان را افزایش دهید(2).
بر این اساس اسلام سفارش مى کند فرزندان را از کودکى به نماز و روزه عادت دهید تا تقید به فرائض در بزرگسالى بر آنان دشوار نگردد.(3)
2 -ایجاد ارتباط عاطفى بین مدرسه و مسجد:
مدرسه به عنوان خانه دوم مى تواند پل ارتباطى بین جوان و مسجد باشد. جوانان ما بیشتر اوقات خود را با محیط مدرسه و با تماس و گفتگو با مربیان مى گذرانند و بدیهى است که گفتار و کردار آنان تأثیر بیشترى دارد. از این فرصت باید استفاده کرد وتفکیک ناخواسته میان تعلیم و تربیت را از بین برد مراکز آموزشگاهى نباید تنها دغدغه خود را آموزش و تدریس بدانند. متأسفانه امروز درمراکز آموزشى دو مقدمه آموزش و پرورش از یکدیگر جدا شده و افراد خاصى خود را موظف به تربیت دینى نوجوانان و جوانان مى دانند از این رو در مدارسى که نماز جماعت اقامه مى شود در نمازخانه فقط مربیان پرورشى و معلمان دینى حضور مى یابند و دیگر معلمان حضور کم رنگ دارند. آیا معلمان ریاضى، انگلیسى، ورزش، فارسى و غیره در قبال تربیت دینى دانشآموزان وظیفه اى ندارند؟ اگر معلم ریاضى در کنار دانشآموزان در نماز جماعت حضور یابد قطعاً اثر او به مراتب بیش از مربیان پرورشى خواهد بود. از سوى دیگر متصدیان امور مساجد باید رابطه خود را با مدرسه تقویت نمایند.
اگر در جشن مدرسه، شیرینى به شکل بسته بندى شده و به نام مسجد به دانشآموزان داده شود چه تأثیرى خواهد داشت؟ اگر امام جماعت و هیئت امناى مسجد در مراسم مدرسه شرکت کنند چه فضاى مناسبى ساخته خواهد شد؟ از این طریق مى توان موانع میان مسجد و مدرسه را از پیش رو برداشت و تعادل طرفین برقرار کرد.
3 -ایجاد ارتباط عاطفى بین مسجد و جوان:
جوان، موجودى است عاطفى، زود رنج و شکننده. اگر با جوانان با صداقت و احترام برخورد شود به سهولت مى توان در این دوره از حیات در عمق دل و صفاى قلب او نفوذ کرد. پیامبر اکرم(ص) توصیه فرموده اند: »علیکم بالشبان خیراً فانهم ارق افئدة ان اللَّه بعثنى بشیراً و نذیراً محالفنى الشبان و خالفنى الشیوخ؛ بر شما باد به جوانان که قلب آنان رقیقتر و آمده پذیرش خیر است. وقتى خداون مرا براى انذار و بشارت مردم مبعوث کرد سالخوردهها با من مخالفت کردند اما جوانان با من پیمان بستند».(4)
لازم نیست شعائر دینى و تکالیف شرعى را بر جوانان تحمیل کرد که این کار عکس العمل منفى دارد بلکه کافى است کانون مذهبى را به صورت جذاب، عرضه نمود و فضاى صمیمى و خوشایندى را فراهم کرد. و در کنار هدایت بر همدلى تأکید ورزید. براى توفیق در ارتباط بین مسجد و جوان باید به همدلى برسیم. وقتى جوان احساس کند تنها از او گوش انتظار داریم چیزى به نام پذیرش اتفاق نمى افتد. ما معمولاً در نصیحت کردن قهرمانیم اما در همدلى واقعاً کم مى آوریم و به همین دلیل پل هاى ارتباط را مى شکنیم.
همدلى نیازمند چند مسأله است:
1 -درک جوان:
واقعیت آن است که دوره جوانى اقتضائات خاص خود را دارد. جوانان به دلیل ناپختگى کم تجربگى، احساسات شدید و مشکلات بلوغ به طور طبیعى، خطاپذیرند و از طرفى روحیه استقلال طلبى و ستیزه جویى زمینه چالشها و تضادها را در میان این قشر و بزرگترها به وجود مى آورد نحوه برخود با مسائل جوانان بسیار ظریف و حساس مى باشد، بسیارى از دست اندرکاران کانونهاى دینى و مساجد، بدون توجه کافى به واقعیات دوران نوجوانى و جوانى و مشکلات ویژه آنان، اقدام به واکنشهاى تند و افراطى مى کنند و چه بسا یک یا دو برخورد ناسنجیده و ناصواب براى همیشه جوانان را از مساجد و عرصه تربیت دینى دورگرداند.
استاد مطهرى داستانى را نقل مىکند که گویا این حقیقت است و مى گوید: شخصى که به مسجد مى آمد و نماز جماعتش ترک نمى شد توسط یکى از مقدسین مورد عتاب قرار مى گیرد که اگر مسمانى چرا ریشت را این طور کرده اى؟ او از همان جا سجاده را بر مى دارد و مى گوید این مسجد و این نماز جماعت و این دین و مذهب مال خودتان رفت که رفت.(5)
آنان که منادیان و ناشران فرهنگ نمازند باید راههاى ارتباط با جوانان را شناسایى کنند و از روشهاى کارآمد استفاده نمایند و خودرا جاى جوان بگذارند وتوقع بیش از حد از او نداشته باشند خوشبختانه دین واقع بین اسلام به نکات دقیقى پرداخته که بسیار کارگشا است. وقتى امام على(ع) با خدمت کارش قنبر براى خرید لباس به بازار رفتند و دو پیراهن دو درهمى و سه درهمى خریدارى نمودند امام(ع) پیراهن سه درهمى را به قنبر دادند. قنبر گفت: شما به آن سزاوارترى چون شما بالاى منبر مى روى و خطبه مى خوانى، امام(ع) در پاسخ فرمود: »انت شاب و لک شره الشباب؛ تو جوان هستى و میل جوانى دارى».(6)
در حدیث فوق امام(ع) این درس را به همگان داده است که جوان را درک کنند و روحیه او را در نظر گیرند.
2 -انعطاف پذیرى:
همدلى بدون انعطاف پذیرى ممکن نیست. جوان به حکم جوان بودن در معرض خطا و لغزش است. از این رو امام على(ع) مى فرماید: »جهل الشباب معذور و علمه محقور؛ نادانى جوان غیر قابل ملامت و علم او محدود واندک است«. خداوند به پیامبر رحمتش مى فرماید: »و لو کنت فظاً.(7)
غلیظ القلب لا نفضوا من حولک؛ اگر سخت دل و ترش روى بودى همه از تو دور تو پراکنده مى شوند«. مسؤلان مساجد باید با تحمل و بردبارى و انعطافپذیرى، با جوانان بزرگوارانه(8)
برخورد کنند و چون پدرى دلسوز دست نوازش بر سر فرزندان خود بکشند و (ارتباط عاطفى) را بر ارتباط دستورى و خشک مقدم دارند. روان شناسان معتقدند نخستین امرى که بر اثر پیوندهاى معنوى یا معنایى و دوستى مى شکفد محبت است و محبت در ابتداى امر مستقل و فراگیراست. (9)
ادامه نوشته

دوست دختر پسری مثل دو دوست همجنس؟؟

سلام

پرسش : میخواستم بدونم اگه یه دختر با یه پسری خیلی عادی مثل دو تا دوست همجنس و البته با رعایت حدود ،دوست باشن و فقط در باره مسائل روزمره گاهی مشکلات شخصی شون حرف بزنن اشکال شرعیش چیه ؟ در بعضی جاها گفته شده اگر پدر مادرا بدونن مورد نداره ، ولی میخوام بدونم در جامعه ما که بر اساس جو مذهبی یا بهتر بگم تعصبی که در اذهان مردم ایجاد شده وقتی درست برخورد نمی کنن پدر مادرا و سریع موضوع ازدواج یا علاقه خاص به ذهنشون می رسه ، چطور می شه باهاشون در میون گذاشت یا اینکه اگه نوع رابطه از نظر شرعی حرامه ، پس چه فرقی می کنه کسی بدونه یا ندونه ؟

پاسخ : ما درباره فرهنگ جامعه درباره روابط دختر و پسر کاری نداریم . چه بسا فرهنگ غلطی در جامعه وجود داشته باشد که مورد تایید دین نیاشد .اما حقیقت آن است که چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری به خصوص برای دختران فراهم می‌آورد.

واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه ، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

ادامه نوشته

مصاحبه با یک جوان خود باخته و یک جوان بسیجی

گفتم : که هستی و از کدام نسلی

گفت : جوانی از نسل آزاد

گفتم : اسمت چیه ؟

گفت : تو شناسنامه حسین، اما مایکل صدام می کنند

گفتم : چرا مایکل ؟

گفت : دوست دارم ، جدیده ، امروزیه

گفتم : نام حسین رو کی برات انتخاب کرده؟

گفت : مادر بزرگم خیلی پیره

گفتم : نام حسین تو را به یاد چه می اندازد؟

گفت : گریه و زاری ، 2 روز تعطیلی

گفتم : حقیقت حسین همین است ؟

گفت : من با این مسائل کاری ندارم

گفتم : پس چرا سیاه پوشیدی؟

گفت : چون دوستام همشون سیاه پوشیدن

گفتم : چطوری عزاداری می کنید ؟

گفت : من ارگ می زنم

گفتم : از اسلام چی می دونی ؟

گفت : چیزهایی مثل مسجد ، روضه ، بهشت و جهنم

گفتم : نشانه اسلامت چیه؟

گفت : تو شناسنامه ام با خط زیبایی نوشتن

گفتم : مذهب چی ؟

گفت : یعنی چی مسلمونیم دیگه

گفتم : از فرهنگ چی میدونی؟

گفت : منظورت آثار باستانیه

گفتم : و خیلی چیزهای دیگه

گفت : فرهنگ ما خیلی قدیمیه ما چیزهای جدید می خواهیم

گفتم : چه چیزهایی جدیده؟

گفت : رمانهای عشقی ، جاز ، رپ و ...

گفتم : جلال آل احمد کیست ؟

گفت : نمیدانم نام یکی از میادین میوه فروشی در تهران

گفتم : از فرهنگ غرب چی می دونی؟

گفت : خیلی چیزها آزادی روابط دختر و پسر ، مد ، لباس و مو

گفتم : دیگه چی؟

گفت : فیلمهای جذاب سوپر ، مجلات رنگارنگ ، محبت به حیوانات

گفتم : علم و تکنولوژی چی ؟

گفت : با پول میشه تکنولوژی رو میشه خرید ولی عشق رو نه

گفتم : از قبل از انقلاب چی میدونی ؟

گفت : میگن مردم تو رفاه کامل بودن

گفتم : چه کسانی اینارو می گن؟

گفت : بابام ، مامانم ، دایی هام ، همه ....

گفتم : دیگه چی میگن؟

گفت : میگن مردم خیلی آزاد بودن

گفتم : دیگه چی میگن؟

گفت : از جنسهای آمریکایی از خود آمریکایی ها

گفتم :از کاپیتولاسیون ، حق توحشها ، مستشارهای نظامی چی ؟

گفت : برای خدمت کردن به ما اومده بودن

گفتم : از فسادها مشروب فروشیها .... چی ؟

گفت : فساد یعنی چی مردم آزاد بودن؟

گفتم : از شکنجه ها ، اعدامها ، تبعیدها چی ؟

گفت : خیلی هاش دروغ بوده ، اگر هم بوده برای کسب قدرت بوده

گفتم : از انقلاب چی می دونی ؟

گفت : منظورت میدان انقلاب ، خیلی یخوب نوارها و عکسهای جدید رو از اونجا می گیرم

گفتم : از جنگ شهدا چی ؟

گفت : شلوغی ویرانی کشتار

گفتم : از رزمندگان چی می دونی ؟

گفت : میگن جزوات کنکورش عالیه

گفتم : هدفت تو زندگی چیه؟

گفت : این دو روز دنیا رو باید عشق کنیم ، باید خوش بگذره

گفتم : چه وقت به آدم خوش می گذره ؟

گفت : وقتی آدم آزاد باشه

گفتم : آزادی یعنی چی؟

گفت : یعنی اینکه من هر کاری که عشقم کشید انجام بدم

گفتم : هر کاری حتی قتل و تجاوز؟

گفت : البته کمتر پش میاد ولی ممکنه

گفتم : چرا گفتی دو روز دنیا؟

گفت : خب هر چی هست تو همین دو روزه دیگه

گفتم : پس آخرت چی؟

گفت : کی اومده از اونجا

گفتم : نظرت در مورد ازدواج چیه؟

گفت : نیازی نیست خودم رو زندانی نمی کنم

گفتم : چرا زندانی؟

گفت : خب آدم محدود میشه ولی بد از 40 سالگی بد نیست

گفتم : دیر نیست؟

گفت : نه اون هم برای ادامه نسل

گفتم : در مورد خانواده ، پدر ، مادر چی می گی؟

گفت : فقط تا 18 سالگی

گفتم : بعد از اون چی ؟

گفت : رهایی

گفتم : از هنر بگو

گفت : فقط سینما آن هم از نوع هالیودیش

گفتم : از ورزش بگو

گفت : فقط فوتبال اون هم اث میلان

گفتم : دیگه چی ؟

گفت : ماردونا خیلی خوش تیپه

گفتم : از ورزش خودمون بگو

گفت : حرفش رو نزن گفتم که فقط اث میلان

گفتم : بزرگترین آرزوت چیه؟

گفت : هجرت

گفتم : از کجا به کجا؟

گفت : از اینجا به اروپا یا آمریکا

گفتم : هدفت ؟

گفت : عشق و حال

گفتم : تا کی ؟

گفت : تا ابد

 

2

 

گفتم : که هستی و از کدام نسلی ؟

گفت :آزاده ای از مکتب حسین

گفتم : نامت چیست؟

گفت : نام مهم نیست

گفتم : پس چه چیز مهم است؟

گفت : انجام تکلیف و رضای محبوب

گفتم : کدام تکلیف ؟

گفت : آن که غایت هستی است

گفتم : غایت هستی چیست؟

گفت : ذبح نفس و خود سازی

گفتم : اعتکاف و گوشه نشینی؟

گفت : هرگز! مقصود جهاد در دو جبهه است
گفتم : از فرهنگ بگو

گفت : آیینه تمام نمای تعالی و رشد یه ملت

گفتم : فرهنگ ایرانی یا اسلامی؟

گفت : امتزاج نارو نور

گفتم : از شیخ اشراق چه می دانی ؟

گفت : آواز پر جبرئیلش را شنیدم و با عقل سرخش انس گرفتم

گفتم : جلال را می شناسی؟

گفت : در غربزدگی شناختمش و حسی در میقاتش مرا به میقات برد

گفتم : از فرهنگ غرب بگو

گفت : معنویت زدایی ، تک ساختی بودن و فساد

گفتم : پس علم و تکنولوژی چی ؟

گفت : همه در خدمت مادیت انسان

گفتم : در آنجا انسان چگونه است ؟

گفت : همه چیز دارد الا خدا

گفتم : پس خدای مسیح کجاست؟

گفت : با دستان انسان در کلیسا محبوس شده

گفتم : یعنی چی؟

گفت : خدا در غرب فقط روزهای یکشنبه و برای ساعتی ظهور می کند

گفتم : از قبل از انقلاب چه می دانی؟

گفت : می گویند رفاه بود اما حجب و حیا مدفون بوده

گفتم : دیگر چی ؟

گفت : می گویند سکس عفاف را مچاله کرده بود

گفتم : می گویند مردم آزاد بوده اند

گفت : آری آزاد از دین و گرفتار در بند شهوات

گفتم : می گویند آمریکایی ها به ما خدمت کرده اند

گفت : آری ، 28 مرداد اوج خدمتگزاری بود

گفتم : حق قضاوت کنسولی یعنی چی؟

گفت : اوج تحقیر یک ملت

گفتم : از انقلاب بگو

گفت : عرصه آزمون عظیم الهی

گفتم : و دیگر؟

گفت : روب رذایل و طلوع خورشید فضایل

گفتم : دیگر وقت این حرفها گذشته است

گفت : برا فرو افتادگان در مرداب مادیت آری

گفتم : با مادیات مخالفی؟

گفت : نه با مادیات پرستی مخالفم با تکاثر تجمل تفاخر

گفتم : از جنگ بگو

گفت : دانشگاه غیرت و شجاعت و ایثار شهادت

گفتم : از جبهه بگو

گفت : بیشه شیران روز و زاهدان شب

گفتم : از خودت بگو

گفت : چیزی ندارم

گفتم : در کجا جانباز شدی؟

گفت : دستانم را به فرات سپردم و پایم را به شلمچه

گفتم : چشمانت را ؟

گفت : در قله های بلند قلاویزان هنوز دیده بانی می کنند

گفتم : وقت آن نیامده که استراحت کنی؟

گفت : ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

گفتم : هدفت در زندگی چیست ؟

گفت : خدمت

گفتم : به چه کسی؟

گفت : به اسلام و مردم

گفتم : چگونه؟

گفت : با حضورم و با فکر و اندیشه ام

گفتم : از ازدواج بگو

گفت : مسیر تکامل است

گفتم : از خانواده

گفت : کانون صفا و صمیمیت

گفتم : پدر و مادر

گفت : سرچشمه های عشق و عاطفه

گفتم : از هنر بگو از نوع متعهدش

گفت : شبنمی از جمال الهی است

گفتم : برترین هنر کدام است؟

گفت : چگونه زیستن و چگونه مردن

گفتم : و دیگر؟

گفت : هنر فنا همچون عنقا

گفتم : از ورزش بگو

گفت : باید تجلی گاه ارزش باشد

گفتم : در غرب چگونه است؟

گفت : مرکب راهواری برای سیاست تبلیغات و اغفال جوانان

گفتم : و در ایران

گفت : ملت ما « خادم » پرور است

گفتم : بزرگترین آرزویت چیست؟

گفت : هجرت ؟

گفتم : از کجا به کجا؟

گفت : از خود به خدا

گفتم : هدفت؟

گفت : وصال

گفتم : تا ابد