تبليغاتX
ضریح گهواره
 پست ثابت

برای ارسال پیام و ارتباط با مدیر وبلاگ اینجا کلیک کنید

>>  برای تبادل لینک به انتهای منوی سمت راست توجه کنید  <<

 لیلی زیر درخت انار
فهرست کامل مقالات را از اینجا ببینید



لیلی زنجیر نبود

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت ، خدا دنیا را بی زنجیر آفرید ، آدم بود که زنجیر را ساخت و شیطان کمکش کرد .

دل زنجیر شد ؛ عشق زنجیر شد ؛ دنیا پر از زنجیر شد ؛ و آدم ها همه دیوانه زنجیری .

خدا دنیای بی زنجیر میخواست ، اسم دنیا بی زنجیر بهشت بود .

امتحان آدم همین جا بود ، دست شیطان از زنجیر پر بود .

خدا گفت : زنجیرت را پاره کن ، شاید نام زنجیر تو عشق باشد .

یک نفر زنجیرش را پاره کرد . اسمش را مجنون گذاشتند . مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری .

این نام را شیطان بر او گذاشت ، او انسان را با زنجیر میخواست .

لیلی مجنون را بی زنجیر میخواست . لیلی می دانست خدا چه می خواهد ، لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند .

لیلی زنجیر نبود ، لیلی نمیخواست زنجیر باشد . لیلی ماند چون نام دگر او آزادی بود .

لیلی زیر درخت انار نشست . درخت انار عاشق شد ، گل داد ، سرخ سرخ . گل ها انار شد ، داغ داغ . هر انار هزار تا دانه داشت . دانه ها عاشق بودند ، دانه ها توی انار جا نمی شدند . انار کوچک بود . دانه ها ترکیدند . انار ترک برداشت . خون انار روی دست لیلی چکید ... لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید.

راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است ، انارِ دلت ترک بخورد.

عرفان نظرآهاری / مجله نسیم وحی / ش ۲۰ / ص ۲۴

|+|دوشنبه 13 مهر1388 ساعت 14:46  
 چرا برخي معاد را قبول ندارند؟!
فهرست کامل مقالات را از اینجا ببینید



علت كفر به معاد

اسكلت

از نظر قرآن كريم علت عدم اعتقاد به معاد چند چيز است: 

1- شبهه علمي.

شبهه علمي آن است كه چگونه خداوند اجزاي پراكنده را دوباره جمع مي‌كند و به آنها حيات مي‌بخشد. انسان وقتي مُرد ذرّات بدنش در سرتاسر زمين پراكنده و گم خواهد شد: "و كانوا يقولون ءإذا متنا و كُنّا تراباً و عظاماً ءإنّا لمبعوثون. أوَ اباؤُنا الأوّلون."(1) خداوند در پاسخ چنين شبهه‌اي مي‌فرمايد: ما به اين كار توانمنديم نه تنها استخوان‌ها (عظام) را بلكه آنچه قسمت مهم بدن را نيز تشكيل مي‌دهد؛ برمي‌گردانيم، بلكه خطوط ظريف سر انگشتان را نيز به حالت اول باز مي‌گردانيم. خدايي كه اوّلين بار آنان را آفريد خلقت دوباره آنها براي او سهل و آسان است: "بلي قادرين علي أنْ نُسوّي بَنانهُ"(2)؛ اينان مي‌پندارند ما ديگر بار استخوان‌هاي پوسيده‌‌ آنان را جمع نمي‌كنيم، آري ما قادريم حتي سر انگشت آنان را با همه ويژگي‌هايش دوباره درست كنيم.


ادامه مطلب
|+|چهارشنبه 8 مهر1388 ساعت 14:15  
 هدف از امتحان الهی چیست؟
فهرست کامل مقالات را از اینجا ببینید



غرض اصلی در امتحان الهی این است که استعدادهای وجودی انسان ، به خصوص استعدادهای الهی او رشد کنند ؛ لذا گاه خداوند متعال با امتحانی بنده خود را متوجّه ضعف خود می کند تا خودش آن ضعف را جبران کند ؛ و گاه او را امتحان می کند امّا نه برای متوجّه نمودن او ، بلکه برای اینکه خود آن امتحان باعث رشد وجودی شخص می شود.

 خداوند متعال می داند که مؤمنین و انبیاء (ع) در برابر امتحانات او اعتراضی نخواهند نمود ولی باز آنها را امتحان می کند ؛ چرا که با این امتحانها درجه وجودی آنها بالا می رود. لذا امتحان خدا همواره از سر لطف است ؛ لکن موضع گیری منفی یک شخص در برابر امتحان الهی ، باعث می شود که آن امتحان ، زمینه سقوط او را فراهم کند. مثل کسی که اگر در امتحان مدرسه شرکت کرده و قبول شود ، به کلاس بالاتر راه پیدا می کند ؛ ولی اگر در امتحان حاضر نشود یا سر جلسه امتحان ، سوالات را عمداً پاسخ ندهد یا آمادگی قبلی برای امتحان را فراهم نکرده باشد ، در آن صورت همان امتحان برای او سبب سقوط خواهد بود.  

اگر کسی ضعفهای معنوی خود را دانسته و خود اقدام به برطرف نمودن آنها کرد ، روشن است که برای برطرف شدن آن ضعفها مورد امتحان قرار نخواهد گرفت ؛ چون ضعفی نیست که برطرف شود ؛ ولی برای تثبیت آن کمال حاصل شده ، ممکن است مورد امتحان قرار گیرد ؛ همچنین خود همان درجه حاصل شده ممکن است محملی برای یک امتحان دیگر شود تا شخص ، به درجه ای بالاتر نیز ترقّی کند. اساساً باید دانست که دنیا دار امتحان است ؛ و امتحان الهی مثل امتحانهای دنیوی سر ترم نیست ؛ لحظه لحظه ی زندگی ، امتحان است ، خوردن انسان ، خوابیدن او ، سخن گفتنش ، بادی که می وزد ، بارانی که می بارد ، خکسالی ها ، ارزانیها ، گرانیها ، سلامتی و مریضی ، خوش قیافه بودن و بدقیافه بودن ، مرد بودن و زن بودن و ... همه ابزار امتحان خدا هستند. لذا آدمی تا زمان وارد شدن به عالم برزخ ، حتّی یک ثانیه هم از امتحان خدا فارغ نیست. لکن برای اینکه انسان اوّلاً بودن خود در جلسه امتحان الهی را فراموش نکند و ثالناً در مسیر تکامل مداوم ، جهشهای تکاملی نیز داشته باشد ، گاه امتحانهای بزرگی نیز از او گرفته می شود.

بنا بر این ، همان گونه که مرگ عزیزان ، فقر ، مریضی ، نقص عضو  و امثال این امور ، امتحان خدا هستند ، زنده بودن عزیزان ، ثروت ، سلامتی ، داشتن اعضای سالم و امثال آنها نیز امتحان الهی اند. و چه بسا کسانی که در امتحانات قسم دوم مردود می شوند تعدادشان بیشتر از کسانی باشد که در امتحانات قسم اوّل مردود می شوند.

در امتحانات قسم اوّل بسیاری از افراد متوجّه خدا شده و از او مدد می جویند ولی در قسم دوم کمتر کسی هست که خدا را یاد کرده و شکر نعمت او کند. لذا خداوند متعال می فرماید:«وَ قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّكُورُ . ـــ و عدّه کمی از بندگان من شکرگزارند» (سبأ :  13) ؛ و فرمود: « و او همان كسى است كه شب و روز را جانشین یكدیگر قرار داد براى كسى كه بخواهد متذكّر شود یا شكرگزارى كند»( الفرقان :  62)  واقعاً چند نفر در عالم وجود دارد که خدا را به خاطر آفریدن شب و روز و خورشید و ماه شکر کند؟ یا هر بار که والدین خود را می بیند خدا را یاد کرده و شکر گزار او باشد؟ در حالی که همه اینها نعمت خدا هستند و وظیفه آدمی این است که در برابر نعمت ، شکر گزار باشد.

|+|سه شنبه 7 مهر1388 ساعت 23:4  
 براهین اثبات وجود خدا
فهرست کامل مقالات را از اینجا ببینید



خداجویان اقسامی دارند:

طالبان اثبات وجود خدا از نظر سطح ادراک پنج گروهند:

1) عوام مقلّد: که فاقد قوّه استدلال بوده ، وجود خدا را به تقلید از دیگران می پذیرند.

2) عوام محقّق: که وجود خدا را با براهینی سطح پایین چون برهان نظم ، برهان حدوث و برهان حرکت پذیرفته اند.

3) خواصّ: که وجود خدا را با براهینی یقینی ولی به نوعی با توجّه به خلق او اثبات می کنند. خود این گروه نیز درجاتی دارند.

4) خاصّ الخواصّ: که در اثبات وجود خدا ، هیچ نظری به مخلوق نداشته از متن وجود ، بر وجود خدا استدلال می کنند.

5) اخصّ الخواصّ: که وجود خدا برایشان بدیهی بوده ، بی نیاز از اقامه برهانند ؛ و اگر برهانی می آورند برای دیگران است.

بر این اساس ، براهینی که در این مقاله ، به اجمال ذکر می شوند ، متناسب با سطوح خداجویان ، در چهار سطح خواهند بود.

برهان نظم.

1. جهان دارای نظم است. 2. هر نظمی ناظمی دارد. 3. پس این جهان ناظمی دارد.

مقدّمه ی اوّل این برهان ، قضیّه ای حسّی تجربی است که با پیشرفت علوم ، یقینی بودن آن نیز روز به روز افزایش می یابد. مقدّمه ی دوم نیز برای اکثر مردم روشن است.


ادامه مطلب
|+|سه شنبه 7 مهر1388 ساعت 22:41  
 آیا مردگان صداى زندگان را مى شنوند؟
فهرست کامل مقالات را از اینجا ببینید



از برخی روایات منقول از معصومین (ع) استفاده می شود که ارواح مردگان صدای زندگان را می شنوند ؛ ولی از این روایات نمی توان عمومیت این مطلب را هم استفاده نمود ؛ بنا بر این طبق روایات اهل بیت (ع) در اصل این مطلب و امکان آن شکی نیست ولی معلوم نیست که همه ارواح بتوانند صدای زندگان را بشنوند ؛ یا هر موقع که خواستند بتوانند صدای زندگان را بشنوند ؛ بلکه از برخی روایات استفاه می شود که ارواح از این نظر محدودیّتهایی نیز دارند ؛ بخصوص ارواح اهل جهنم . همچنین از برخی روایات استفاده می شود که  ارواح ، برخی اوقات اجازه دیدار اهل دنیا را هم پیدا می کنند ؛ ولی به اهل بهشت اموری را نشان می دهند که باعث شادی آنها می شود ؛ و به اهل جهنم اموری را نشان می دهند که باعث عذاب آنهاست .
|+|سه شنبه 7 مهر1388 ساعت 22:36  

السلام عليكم يا اهل بيت النبوه

X